Array ( [Itemid] => 601 [option] => com_k2 [view] => item [id] => 3992:فنون-ایجاد-انگیزه-در-دانش-آموزان [lang] => latest )
^
یکشنبه, 08 مهر 1397 ساعت 20:30

فنون ایجاد انگیزه در دانش آموزان

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

انگیزه چیست:

 

انگيزه، حالات دروني فرد است كه موجب تداوم رفتارش تا رسيدن به هدف مي‌شود. انگيزه ارتباط مستقيم و مثبت با پيشرفت تحصيلي دارد.

 

 

به همين علت علاوه بر آنكه انگيزه وسيله‌اي براي پيشرفت تحصيلي در نظر گرفته مي‌‌شود، گاهي از آن به عنوان هدف نيز نام برده مي‌شود، زيرا با افزايش انگيزه، پيشرفت تحصيلي نيز پديد مي‌آيد.

از آنجا كه هوش و استعداد تحصيلي به‌عنوان دو عامل اساسي در پيشرفت تحصيلي، كمتر تحت تأثير معلم يا مربي واقع مي‌شود، سعي بر آن است كه با افزايش انگيزه دانش‌آموزان حداكثر بهره‌وري از هوش صورت گيرد. زيرا در حالت مساوي برابري هوش و استعداد تحصيلي افراد، مشاهده شده است كه پيشرفت تحصيلي افراد با انگيزه چشمگيرتر بوده است. با وجود آنكه معلمان در تغيير هوش و استعداد تحصيلي نقش چنداني ندارند، ولي مي‌توانند در بالا بردن انگيزهدانش‌‌آموزان مفيد واقع شوند.

 

انواع انگیزه:

 

انگيزه به دو نوع دروني و بيروني قابل تقسيم است. از انگيزه بيروني مي‌توان به تقويت‌كننده‌هايي چون پول، تائيد، محبت، احترام، نمره و از تقويت‌كننده‌هاي دروني مي‌توان به رضايت خاطر و احساس خوب از يادگيري اشاره كرد.

آنچه كه بيشتر موجب رفتار خود‌جوش مي‌شود، انگيزه دروني است. هدف عمده فعاليت‌هاي پرورشي معلم يا مربي اين است كه دانش‌آموز به تدريج از انگيزه‌هاي بيروني به سمت انگيزه‌هاي دروني هدايت شود.

تفاوت اساسي افراد داراي انگيزه دروني با افراد داراي انگيزه بيروني اين است كه افراد با انگيزه دروني احساس كفايت بيشتري در خود دارند و كمتر به ديگران اجازه مي‌دهند كه محرك رفتارشان شوند.

اين گروه از دانش‌آموزان، خود تعيين كننده رفتارها هستند و به خاطر كفايتي كه در خود احساس مي‌كنند، باور دارند كه مي‌توانند با رفتارشان بر محيط خود تأثير بگذارند. دانش آموزان با انگيزه درون‌گرا، تصورشان اين است كه موفقيت و عدم موفقيت در تحصيل به خاطر نحوه رفتار صحيح يا غلط خودشان است.

اما برخلاف آنها، دانش‌آموزان باانگيزه برون‌گرا، احساس بي‌كفايتي يا كفايت كمم داشته و همواره تصور مي‌كنند كه موفقيت آنها تحت تأثير عوامل محيطي نظير:

معلم و سوالات سخت است. اين گروه از دانش‌آموزان حتي اگر درس بخوانند، باز هم موفقيت چنداني نخواهند داشت. چرا كه اندك تلاش آنها به خاطر همان انگيزه‌هاي بيروني، همچون فرار از تنبيه يا كسب خواست معلم است. اينان در صورت كسب موفقيت اندك هم آن را به شانس و تصادف نسبت مي‌دهند و نه به تلاش و استعداد خود.

اين دانش‌آموزان حتي اگر نيم‌نگاهي به موفقيت داشته باشند، آنقدر آن را صعب‌الوصول مي‌دانند كه دست به عمل نمي‌زنند، در نتيجه هرگز طعم موفقيت را نخواهند چشيد.

در حقيقت گام اول در برخورد با اين افراد چشاندن طعم موفقيت به آنها و درهم شكستن تصور منفي آنها در مورد دستيابي به موفقيت است. در اين صورت است كه «موفقيت»، «موفقيت» مي‌آورد.

از آنجايي كه انسان آمادگي دارد تا فعاليت‌ها و تصوراتش را تعميم دهد، موفقيت در يك درس منجر به موفقيت در دروس ديگر مي‌شود و اين موضوع در مورد دروس اصلي هر رشته مهم‌تر است.

درواقع، ضعف درسي در اين دروس منجر به بي‌علاقگي به تحصيل و گاهي حتي ترك تحصيلمي‌شود و البته عكس آن هم صادق است. به همين علت به معلمان دروس اصلي هر رشته توصيه مي‌شود، شرايط آموزشي و امتحاني را مطلوب نمايند و با ارزشيابي‌هاي مناسب فضاي كلاس را لذت‌بخش كنند.

 

ده روش برای ایجاد انگیزش در دانش آموزان:

 

1. بیان دقیق انتظارات در آغاز درس، با توجه به هدف های آموزشی:

این نکته که دانش آموز بداند معلم چه انتظاراتی از او دارد و هدف کاملاً برای او روشن باشد، بی شک به بهبود یادگیری و افزایش علاقه در یادگیرندگان کمک خواهد کرد. پژوهش های انجام شده نشان داده اند یادگیرندگانی که از هدف های درس و آموزش اطلاعی ندارند، به خوبی یادگیرندگانی که معلم قبل از شروع درس انتظارات خود را به ایشان می گوید و آنان را از هدف های درس آگاه می سازد، در پیشرفت درس موفق نمی شوند.

 

2. استفاده از تشویق های کلامی در شرایط لازم:

در بسیاری مواقع، تشویق های کلامی معلم از دیگر انواع تشویق، مؤثرتر است و تأثیر بسیار زیادی بر عملکرد دانش آموز دارد، چون بلافاصله پس از یک رفتار خوشایند رخ می دهد. استفاده از واژه هایی چون: «خوب»، «عالی»، «آفرین» و «خیلی خوب» پس از عملکرد درست دانش آموز، از تدبیرهای مؤثر انگیزشی است. مؤثرترین تشویق آن است که به رفتار و عملکرد درست دانش آموز وابسته باشد. هم چنین معلم باید به اندازه ی لازم دانش آموزان را ستایش و تشویق کند. اگر تشویق بیش از حد باشد، اثر مثبت خود را از دست می دهد و از خاصیت تقویت کنندگی آن کم می شود.

 

3. بهره گیری از آزمون و نمره:

نمره های ارزشیابی هایی که معلمان از دانش آموزان به عمل می آورند، ارزش انگیزشی زیادی دارند، زیرا این نمره ها با پاداش هایی چون: تأیید معلم و پدر و مادر، ارتقا به کلاس بالاتر، ورود به دانشگاه و رضایت از عملکرد خود، همراه اند. به ویژه اگر این نمره ها به صورت مستمر و ماهانه همراه با بازخورد به اطلاع سرپرست دانش آموزان رسانده شود، در افزایش انگیزش دانش آموزان اثر مثبتی دارد. بنابراین معلم می تواند با اجرای آزمون های هدفمند، سطح انگیزشی یادگیرندگان را بالا ببرد. با این حال نکته ای را که باید درباره ی امتحانات گوناگون در نظر داشت، این است که از آن ها به عنوان وسیله ای برای اطلاع دانش آموزان از نحوه ی عملکرد و میزان یادگیری شان استفاده کرد، نه به عنوان وسیله ای برای تهدید و تنبیه آنان.

 

4. استفاده از خاصیت برانگیختگی مطالب:

هر اندازه مطالب ارائه شده، جدید، پر معنی و تعجب بر انگیز باشد، باعث افزایش سطح برانگیختگی و هم چنین عامل تحریک حس کنجکاوی در دانش آموزان می شود. با توجه به این موضوع، معلم می تواند با ارائه مطالبی که ویژگی های برانگیختگی دارد، در دانش آموزان ایجاد انگیزه کند. مطلبی که برای دانش آموز نو و معنی دار باشد، شوق یادگیری و دانستن را در او افزایش می دهد و میل و رغبت او را به یادگیری بیشتر خواهد کرد.

 

5. ارائه ی مطالب آموزشی از ساده به دشوار:

ارائه ی مطلب از ساده به مشکل باعث می شود، دانش آموز در ابتدا به موفقیت هایی دست بیابد. این موفقیت اولیه موجب می شود، دانش آموز اعتماد به نفس بیشتری کسب کند. همین امر، تحرک و انگیزشی در او ایجاد می کند تا برای یادگیری متن های دشوارتر بعدی آماده شود. برعکس، چنان چه مواد آموزشی در ابتدا به صورت مشکل ارائه شوند، ممکن است شکست و ناکامی را در دانش آموز به دنبال داشته باشد و به دنبال آن دلسردی و بی انگیزگی در او ایجاد شود. نیز باید گفت، موفقیت آغازین دانش آموز، موجب دریافت تشویق هایی از سوی معلمان و پدر و مادر خواهد شد و این خود، به افزایش انگیزه برای یادگیری بیشتر در دانش آموزان می انجامد.

 

6. کاربرد مثال های آشنا هنگام آموزش مطالب تازه و استفاده از موقعیت های تازه هنگام کاربرد مطالب آموخته شده:

برای این که علاقه ی دانش آموزان به یادگیری بیشتر شود، به طوری که دانش آموز خود با میل و رغبت پی گیر مطلب شود، بهتر است معلم به هنگام آموزش مطالب تازه، از مثال های ملموس و آشنا استفاده کند. استفاده از مثال های شناخته شده، ذهن دانش آموز را تحریک می کند و علاقه به جریان یادگیری را در او افزایش می دهد. زمانی که می خواهید مطالب آموخته شده حالت کاربردی داشته باشد، بهتر است آن ها را در موقعیت های تازه به کار ببرید؛ زیرا استفاده از موقعیت های تازه باعث می شود، دانش آموز از حالت کسلی که در اثر یکنواختی برایش ایجاد شده است، خارج شود و با میل و علاقه در جریان یادگیری قرار بگیرد.

 

7. بهره بردن از روش های متنوع آموزشی:

ایفای نقش، بحث گروهی، پرسش و پاسخ، گزارش انفرادی و گروهی، و هر تدبیر دیگری که دانش آموزان را در فعالیت یادگیری شرکت دهد، به مقدار زیادی انگیزه آنان را بالا می برد. خسته کننده ترین روش آموزشی آن است که معلم تمام وقت کلاس را به خود اختصاص دهد و فرصت هیچ گونه فعالیت و اظهار نظری را به دانش آموزان ندهد. پژوهش های متعدد نشان داده است، یکی از بهترین راه های ایجاد انگیزه در یادگیرندگان، شرکت دادن ایشان در فعالیت های کلاسی است.

 

8. کاستن از پیامدهای منفی مشارکت یادگیرندگان در فعالیت های یادگیری:

برای این که دانش آموزان بتوانند در امر یادگیری شرکت فعال داشته باشند، به پاداش و یا تقویت مثبت از طرف معلم خود نیاز دارند. اگر دانش آموزی که به قدر توانایی خود سعی در مشارکت کلاس و یادگیری دارد، از طرف معلم مورد توجه قرار گیرد و معلم بتواند از طریق تقویت مثبت، این رفتار را در او تقویت کند، این کار موجب انگیزش بیشتر دانش آموز خواهد شد. چرا که تقویت مثبت، بهترین و مؤثرترین روش تثبیت رفتار و مهم ترین عامل ادامه رفتارهای انسان در زندگی روزانه است. برای این منظور، معلم باید بکوشد از پیامدهای آزاردهنده جلوگیری کند. بعضی از عواملی که ممکن است در جریان یادگیری باعث دلسردی دانش آموزان شود، عبارت است از:

 

* بی توجهی معلم به علاقه، رغبت و استعداد دانش آموزان

* استفاده محض از روش های تدریس سنتی مانند حفظ و تکرار و یا سخنرانی و عدم برانگیختگی حس کنجکاوی دانش آموزان

* مجبور ساختن دانش آموزان به انجام تکالیفی که سطح دشواری شان خارج از توانایی آن ها است

* از دست دادن حس اعتماد به نفس در نتیجه ی شکست در حل مسائل و یا انجام فعالیت های یادگیری

* گرفتن نمره ی کم در امتحانی که معلم قبلاً محتوای آن را آموزش نداده است

* مجبور ساختن دانش آموز به رقابت با کسانی که از او توانایی بیشتری دارند

* بی توجهی معلم به کوشش های دانش آموزان

* مجبور ساختن دانش آموزان به ساکت و آرام نشستن در کلاس و گوش دادن به سخنرانی های خسته کننده ی معلم

 

9. دادن تکلیف هایی که نه خیلی ساده اند و نه خیلی دشوار:

معمولا دانش آموزانی که انگیزه ی پیشرفت بیشتری دارند، به دنبال تکلیف هایی می روند که با مقداری تفکر و پیچیدگی همراه باشد و آن ها را به فعالیت وادارد. این نوع تکالیف، اگر درست و به جا ارائه شوند، به اعتماد به نفس در دانش آموز خواهد انجامید. حال اگر این تکلیف ها بسیار ساده و پیش پا افتاده باشند، چنین احساسی ایجاد نخواهد شد. هم چنین اگر تکالیف بسیار دشوار باشند، احتمال شکست و ناکامی و به دنبال آن عدم اعتماد به نفس را در او ایجاد خواهد کرد. بنابراین، سطح دشواری تکلیف های درسی باید با سطح توانایی و یادگیری دانش آموز منطبق باشد تا او بتواند با تلاش و کوششی که به خرج می دهد، از عهده ی انجام تکالیف برآید و انگیزه ی یادگیری اش افزایش یابد.

 

10. ارائه ی مطالب تا حد ممکن به صورت معنی دار و در ارتباط با موقعیت های واقعی زندگی:

بر اساس اعتقاد و یافته های روان شناسان، انگیزه ی واقعی انسان ها در یادگیری، انگیزه ی درونی ایشان است. فهمیدن مطالب، انگیزه ی درونی آنان را تقویت خواهد کرد و سبب شوق یادگیری و کشف اطلاعات خواهد شد. به همین خاطر، هر اندازه مطالب معنی دارتر و منطقی تر باشند، کنجکاوی افراد را بیشتر تحریک می کنند. بر همین اساس، در کلاس درس نیز اگر معلم بتواند مطالب درسی را به صورت معنی دار و قابل درک ارائه دهد و آن ها را با موقعیت های واقعی زندگی ارتباط دهد، شوق و انگیزه یادگیری در دانش آموز افزایش خواهد یافت.

 

 

منابع:

http://www.beytoote.com

https://article.tebyan.net

 

خواندن 304 دفعه آخرین ویرایش در یکشنبه, 08 مهر 1397 ساعت 20:37

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

برای انصراف کلید Esc را فشار دهید

 

 

پایگاه خبری قطره پاک

 

 

Instagram logo

Instagram link

logo aparat web