| رشد و بالندگى حضرت زهرا (س) |
|
|
| مقالات - حضرت فاطمه سلام الله علیها | |||
| یکشنبه, 12 اردیبهشت 1389 ساعت 15:31 | |||
|
دوران کودکى فاطمه زهرا (ع) همزمان با یکى از پرشکوهترین دوره هاى تاریخ ادیان، تاریخ انبیاء و کل تاریخ بشریت است. چرا که وقتى آن نور چشم پیامبر و سرور بانوان عالم چشم به جهان گشود، زمانى بود که دوران رسالت پدر بزرگوارش تازه آغاز گشته بود و مى رفت تا جهان را فروپوشاند و زمان و مکان را درنوردد و تا صبح قیامت پرتوافشانى کند و درست به همین دلیل همزمان بودن دوران کودکى فاطمه (ع) با چنان برهه ى عظیمى از تاریخ است که مى بینیم سنین کودکى آن میوه ى دل پیامبر، با دردها و رنجها و مرارتهاى بسیار نیز توأم است. زیرا وى در خانواده اى به دنیا آمده بود که آقاى خانه از سوى خداوند متعال به آقایى و سرورى تمام جهان بشریت برگزیده و مبعوث شده بود و همین امر موجب گشته بود که آقاى آن خانه و سرور عالمیان مورد حقد و حسد و خشم و کینه ى گروهى از نابکارترین و سیاه دل ترین مشرکین و کفار زمان قرار گیرد. آرى وقتى رسول خدا مورد خشم و کینه ى دشمنان قرار داشت، وقتى که دشمنان، تمامى پیروان و یاران و دوستان او را نیز از آزار و ایذاء در امان نمى گذاشتند، پیداست که خانوادهى آن بزرگوار نیز از آن همه رنج و عذاب مصونیت نداشت و در این میان شاید بتوان گفت که طفل خردسال پیامبر، به دلیل همان طفولیت و حساسیت روحى، سنگینى، بار عذاب و ایذاء مشرکین و کفار را بیش از دیگران بر شانه هاى لطیف و شکننده ى خود احساس مى کرد.
او در آن سنین طفولیت و شکنندگى، رنج همه ى مسلمین و محرومین را مى دید، و بالاتر از همه رنج پدر بزرگوارش را که به تنهایى بیش از همه در رنج بود و غیر از دردهاى خود، بار غم دیگران را نیز بر دل مى گرفت و بر دوش مى کشید. پدر عالیقدرش را مى دید که چگونه یکى از نابکاران حیوان صفت قریش، مشتهاى خود را پر از خاک و خاکروبه و زباله و آلودگى کرده و بر سر و صورت نورانى او مى پاشید و چهره ى زیبا و قامت رعنایش را آلوده مى ساخت و آنگاه آن دختر خردسال و نازکدل و مهربان، پدر را در آغوش مى کشید و در حالى که اشک در چشم و بغض در گلو داشت، با دستهاى کوچک و ظریفش آن آلودگى ها را شستشو مى داد و سر و صورت پدر را پاک مى کرد. آرى این صحنه ها را مى دید و از شدت تأثر اشک در چشمانش حلقه مى زد و به یاد مادر تازه درگذشته اش مى افتاد و دلش آتش مى گرفت، اما با اینهمه سعى داشت پدر، این حالت را نبیند و رنج و دردش افزونتر نشود. ولى پدر، که همه چیز برایش روشن و آشکار بود، رنج دختر کوچک را مى دید و با آن لحن آسمانى و صداى زیبا و پر طنین که فرشتگان آسمان براى شنیدنش صف مى بستند، دختر خردسال و مهربان را دلدارى مى داد و مى گفت: دخترم! گریه نکن و غمگین مباش خداوند یار و یاور تو است و سرانجام فتح و پیروزى عطا خواهد کرد. بلى، دوران کودکى فاطمه(ع) بدین گونه مى گذشت. آن صدمه ها و لطمه هاى روحى، دختر خردسال را به تحمل رنج و درد عادت مى داد و توان و مقاومتش را مى افزود و چون فولاد آبدیده اش مى کرد. و از سوى او مى پرورانید، باعث مى شد که نیروى صبر و استقامت و پایدارى اش هر چه بیشتر تحکیم یابد. و از آن جا که دوران کودکى او همزمان با بحران مشکلات تبلیغى پدر بزرگوارش رسول الله (ص) بود، اما در جریان این بزرگتر شدن، چه رنجهاى عظیمى را مى دید و تحمل مى کرد، فقط خدا مىداند و بس... در آن زمان پیامبر اسلام، از طرف قریش، هر روز با مشکلات جدیدى روبرو مى شد. هر روز با مسایل حاد اقتصادى و فکرى تهدید مى گشت و مشرکین بر سر راه او، و در ارتباط با دعوت عظیم تاریخ ساز و جهان شمول وى، موانع و مخاطرات تازه اى ایجاد مى کردند. فاطمه (ع) هنوز کودکى بیش نبود که گاهى مى دید دشمنان قسم خورده ى اسلام در تعقیب جدى پدرش هستند و قصد جان عزیزش را دارند. گاهى مى دید که در ابراز کینه و دشمنى، دنائت و پستى را به جایى مى رساندند که وقتى پیامبر مشغول تلاوت قرآن و سجده بر درگاه الهى بود، شکمباره و أمعا و احشاى گوسفندى را بر اندام و لباس تمیز او مى افکندند، و آنگاه او اشک مى ریخت و با دستان کوچکش آنها را از لباس پدر پاک مى کرد. سپس در حالى که قلب پر عطوفتش مالامال از درد و اندوه بود، خود را خسته و کوفته به خانه مى رسانید و در گوشه اى خلوت، اشک بر دامن مى افشانید تا کسى او را گریان نبیند. روز دیگرى مشاهده مى کرد که خانواده اش و یاران پدرش، از خانه و کاشانه ى خود رانده مى شوند و با اتکاى به خداوند و به خاطر هدف متعالى خود همه رنجها را به جان مى خرند و دم نمى زنند. آرى او مى دید که مسلمین رنجدیده، سه سال و اندى در آن دره ى محدود و در آن تنگناى اقتصادى و اجتماعى اقامت مى کنند بى آنکه کمترین سستى و فتورى در اصول اعتقاد و ایمان پایدارشان ایجاد شود... و سختتر و تلختر از همه آن که هنوز بیش از چندین بهار از عمر مبارکش سپرى نشده بود که ضربه ى بزرگ روحى بر او وارد آمد و مادر مهربان و تنها مونس شبهاى تاریک و دردآلودش را از دست داد... در اینجا بود که غمى سیاه و اندوهى جانکاه سایه ى هولناک خود را بر وجود مبارک فاطمه (ع) افکند و او را با سختىها و مرارتها و ناراحتى هاى روحى، همدم و همراه ساخت... مطالب بيشتر در مورد حضرت فاطمه سلام الله عليها را مي توانيد در اينجا مشاهده بفرماييد
اخبار جدیدتر:
اخبار قدیمی تر:
|




ارسال نظر