مردی که خدا دوستش دارد چاپ فرستادن به ایمیل
میانگین امتیار کاربران: / 0
ضعیفعالی 
مناسبتها

       

مردی که خدا دوستش دارد

 

- ای رسول خدا قلعه خیبر فتح نمی شود. چند دفعه به فرماندهی

ابوبکر و عمر و... حمله کرده ایم . نمی شود.

- ای رسول خدا فتح خیبر ممکن نیست. دور تا دور قلعه ،خندق

(گودال های عمیق) است و تازه، در قلعه بسیار بزرگ و محکم و تسخیر

ناپذیر است.

- ای پیامبر اجازه دهید بر گردیم . مسلمانان خسته اند و آذوقه شان در

حال اتمام است.

 اینها جملاتی بود که اصحاب پیامبر در جنگ خیبر می گفتند. خیبر

قلعه ای محکم و بزرگ بود در اطراف مدینه که یهودیان ساکن در آن، بر

خلاف عهد و پیمان خودشان با پیامبر عمل کرده بودند و بارها برای ساکنان

مدینه مزاحمت ایجاد کرده بودند. پیامبر تصمیم گرفتند تا شر آنان را کم کنند

ولی اصحاب نمی توانستند بر یهودیان خیبر پیروز شوند.

حضرت رسول صلی الله علیه واله وسلم با صدای بلندی فرمودند: به خدا

سوگند فردا پرچم را به دست کسی می سپارم (فرماندهی) که خدا و

رسولش را دوست دارد و خدا ورسولش او را دوست دارند، او پیروز است.

همه سکوت کردند. یعنی چه کسی است که خدا و رسول او را دوست

دارند؟ خوش به حالش؟ یعنی فردا پیروز می شویم؟

صبح شد. همه دور پیامبر جمع شده بودند و خود را به ایشان نشان

می دادند. همه دوست داشتند، حضرت پرچم رابه دستشان دهد.

ایشان نگاهی به جمع انداختند و فرمودند: پس علی کجاست؟

- ای رسول خدا او به چشم درد مبتلا است و در بستر خوابیده است.

 - او را نزد من آورید؟

چند نفر رفتند و حضرت علی علیه السلام را در حالی که پارچه ای به

چشم شان بسته بودند به همراه خود آوردند. حضرت رسول دستان

مبارک خود را بر روی چشمان علی علیه السلام کشیدند و دعا خواندند

در همان لحظه بهبود یافت. آنگاه رسول خدا پرچم فرماندهی سپاه را

به دست علی علیه السلام دادند و به او فرمودند: به پیش بتاز تا خداوند

بر تو گشایشی کند.

علی علیه السلام با قدرت به سمت قلعه رفت . از خندق های عمیق

گذشت ودر سنگی قلعه را که به قول مورخین چهار ذرع طول، دو ذرع

عرض و یک ذرع ضخامت بود ، یک تنه از جا کند و آن را روی خندق

گذاشت تا سپاهیان اسلام ازآن به عنوان پل استفاده کرده و از خندق

بگذرند. همه انگشت به دهان از قدرت بدنی بالای حضرت علی علیه

السلام بودند. سپاه اسلام در این جنگ پیروز شد و این پیروزی را

مدیون کسی بود که خدا و رسول را دوستش دارند.

 

 

می گویم( یکی از یهودیان خیبر وقتی که به در خانه ی حضرت علی

علیه السلام رفتند و آن را آتش زدند و حضرت را با طناب بستند و به

زور به مسجد کشاندند، مسلمان شد، او گفت به خدا سوگند من قدرت

علی را در خیبر دیدم و شاهد بودم، که چطور در قلعه را که چند مرد قوی

توانایی حمل آن را نداشتند یک تنه از جا کند، چه شد که آن مرد ، امروز

ساکت است و می گذارد که او را دست بسته در کوچه های مدینه

بکشانند. این سکوت خدایی است و این صبر به خاطر خدا و این مرد ،

مرد خدا.)

منبع

جمله"به خدا سوگند فردا پرچم را به دست کسی می سپارم (فرماندهی) که

خدا و رسولش را دوست دارد و خدا ورسولش او را دوست دارند، او پیروز است.

"تاريخ طبرى، ج ۲، ص ۳۰۰( به نقل از همان). و براى آگاهى بيشتر از روايت

با اندكى تفاوت در متن و سند، ر. ك:(مسند احمدبن‏حنبل، ج ۱، ص ۹۹ و ج ۵،

ص ۳۵۸؛ صحيح بخارى، ج ۴، ص ۲۰ و ج ۵، ص ۷۶؛ صحيح مسلم، ج ۷، ص ۱۲۰

و ۱۲۱؛ و ...)

ر. ك: فضائل الامام على( ع)، محمد جواد مغنيه، ص ۱۲۰/  و در مسند احمدبن حنبل،

ج ۵، ص ۳۵۳ و ۳۵۴ آمده است:(... فرداى روز بعد- باز- ابوبكر پرچم به دست گرفت،

اما بدون پيروزى بازگشت ...). و سيد بن طاووس در« الطرائف»، ص ۵۵، حديث ۵۱

با ذكر سند عبدالله بن بريده از پدرش- آورده است كه پيامبر براى فتح خيبر پرچم را به

ابوبكر، سپس به عمر، آنگاه به عثمان داد، اما نتوانستند قلعه را فتح كنند ...).


 

ارسال نظر

نام *
ایمیل
کد امنیتی   
ارسال
 

ابزار کاربران

Free Page Rank Tool

شماره تماس : 77632007

طراحی سایت : پویان رایانه

بهترین حالت نمایش: مرورگر فایرفاکس