متاب آفتاب چاپ فرستادن به ایمیل
میانگین امتیار کاربران: / 0
ضعیفعالی 
مناسبتها - امام حسین علیه السلام

متاب آفتاب

 

در آن سرای بلند که آفتاب به خلوتگاه اسارتش تا مرز بی­انتها به اوج رسید صدای فریادگون برمی آوریم

که متاب آفتاب که تابش تو در این روز ظهر عاشورا را یاد آور گردد

متاب آفتاب که این صحرا خود زخشم سوزان است

متاب آفتاب که کویر پر زخشم تیغ هایش رسم مهمان نوازی را ندانستند

متاب که در بهت ناباورانه

آن زمانیم که آسمان چرخشش خون بود ودود

وزمین زلزله مهیب که به خاکستانی از خون مبدل گشت

امروز ما در پس این خاک سرخ در طواف قبله بلند غزلی اندوه بار خواهیم خواند که

خاموش، خاموش فرات

این خروش های پی در پی­ات از برای چیست

هنوز بانگ وا عطشای  کودکان از میان خاکهای سرخ به گوش می رسد

خاموش فرات صدای غمزده لای لای رباب از میان سرخی آسمان به گوش شبزدگان بانگ نفرین بر حمله را به میان خواهد آورد

شمشیر بران گشته آفتاب چه بی رحمانه

بر سرزمین عطشناک شعله  می کشاند

زنجیرهای اسارت پاره گشته

و کاروان به منزلگاه جانان رسیده

امیرالمومنین را خبر دهید

که گاه به صحراوگاه به نخلستان و گاه سردر چاه می برد ی که زینب «سلام الله علیها » اشک

چشمانت را نبیند

واو از میهمانی اسارت آمده

و اینک در حرم کنارشش ماهه روضه عطش می خواند

زن مگو مرد آفرین روزگار              زن مگو بنت الجلال اخت الوقار

زن مگو خاک درش نقش جبین        زن مگو دست خدا در آستین

 

90.jpg

ارسال نظر

نام *
ایمیل
کد امنیتی   
ارسال

اخبار جدیدتر:
اخبار قدیمی تر:

 

ابزار کاربران

Free Page Rank Tool

شماره تماس : 77632007

طراحی سایت : پویان رایانه

بهترین حالت نمایش: مرورگر فایرفاکس